الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

87

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

ابىطالب عليه السلام خبر داد » همين كه به آن دو نفر اين مطلب را فرمود ، آنها سرگردان ماندند و جوابى نداشتند . « 1 » 95 - از جمله گفتهء اسحاق بن عمّار است كه ابوبصير با امام كاظم عليه السلام از مدينه به قصد عراق منزل امام عليه السلام آمد همان منزلى كه تا منزل معروف به « زباله » يك روز مسافت راه بود ، امام عليه السلام على بن حمزه بطائنى را كه شاگرد ابوبصير بود ، خواست و شروع كرد درحضور ابوبصير او را سفارش كردن ، مىفرمود : « اى على ! وقتى كه به كوفه رسيديم در فلان جا تو جلوتر برو ! » ابوبصير خشمگين شد و از نزد امام بيرون آمد و گفت : به‌خدا كه چقدر تعجب‌آور است كه مىبينم اين آقا از زمانى كه من همراه او هستم نيازمندىهاى مرا از روى خطابه بعضى از غلامانم مىگويد ! چون فردا شد ابوبصير در منزل « زباله » تب كرد ، على بن حمزه را طلبيد و به او گفت : من از خدا به‌خاطر آنچه راجع به مولايم در دلم خطور كرد و از بدگمانيم طلب آمرزش مىكنم ! او مىدانست كه من به كوفه نرسيده مىميرم ! پس چون مردم چنين و چنان كن و در اين كار اقدام كن ! پس از آن ابوبصير در منزل « زباله » از دنيا رفت . « 2 » 96 - از جمله گفته هشام بن حكم است ، مىگويد : چون امام صادق عليه السلام درگذشت و عبداللَّه بن جعفر كه بزرگترين فرزند امام صادق عليه السلام بود ادّعاى امامت كرد ، موسى بن جعفر عليهما السلام او را طلبيد و فرمود : « برادرم اگر تو صاحب اين مقامى بيا دستت را وارد آتش كن ! » گودالى كنده بود و هيزمى داخل آن و نفت ريخته و آتش زده بود ! عبداللَّه آن كار را نكرد ، امام

--> ( 1 ) - خرائج : ص 287 . ( 2 ) - همان : ص 288 .